



دوستم آخر جلسه امتحان دوسر پاسخنامه رو گرفت و با احتیاط داد به مراقب وگفت: مراقب باش نریزه!
اونم با احتیاط گرفت و گفت: مگه چیه؟
دوستم گفت: ریدم!



چند ماه پیش تو شرکت بودم که یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…
خیلی تعجب کردم! چون تابحال منو اینجوری صدا نکرده بود!
دوباره گفت: امیــــــــــــــــــر جوووون جواب نمیدی؟!
بلند گفتم: جانم؟
گفت: خیلی میخوامـــت…
گفتم: منم همینطور!
گفت: بیا اینجا ببینمت عزیزم!
از پشت میزم بلند شدم رفتم به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه و…
بعدها فهمیدم اسم پسرش امیره!



عموم با یه خانم مطلقه آشنا شده بود و قرار گذاشته بودن که با هم ازدواج کنن و…
یه روز عموم داشت باهاش صحبت میکرد و خانمه گوشیو داد به پسرش که پنج سالشه!
عمومم زد رو اسپیکر که مثلا مارو بخندونه!
پسره: الو؟
عموم: سلام کوشولو چطولی عمو؟ موخوای برات قاقالیلی بخلم؟
پسره: مامان بیا گوشیو بگیر این داره گوه زیادی میخوره!
مشاهده پست مشابه : نارگل چت | چت روم نازگل چت چت,نارگل چت لاینwww.nargolchat.ir