طنز اعتراف می کنم

آرشیو

پیوندهای روزانه

پربازدید ترین مطالب سایت

  • ترول های خوشمزه
  • آیا تاکنون به فاک رفته اید!
  • نوشته ی طنز درباره ی تفاوت توالت ایرانی با فرنگی
  • ﻣﺎﺭﮐﻮﭘﻠﻮ
  • تفاوت دختر و پسرا در مدرسه
  • عکس نوشته ها و مطالب طنز و خنده دار اگه نامزد داشتم
  • پـــَـــــــ نـــــَــــ پـــــــَــــ 16
  • اگـه میتـونـی بـگو ! (تـکرار جـملات سخـت)
  • آیا میدانید؟ شوخی
  • طنز دقت کردین
طنز اعتراف می کنم



اعتراف می کنم یکی از معضلات بچگی این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد


اعتراف میکنم وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن


اعتراف می کنم بچه بودم از خواب که بیدار میشدم چشمام که قی میکرد از مامانم میپرسیدم چرا چشمام صبح که از خواب پامیشم توش آشغاله؟ مامانم که خودشم دلیلشو نمیدونست بهم میگفت پسرم چون روزا شیطونی میکنی شبا شیطون میاد پی پی میکنه تو چشات منم یک شب تا صبح بیدار موندم تا ببینم شیطون کی میاد بری*ه تو چشمام... اسکل بودم


اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که واسه روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان...؟20 ساله؟نام پدر....؟هستید؟ دیروز واکسن سرخک-سرخجه زدید؟با تعجب گفت بله!منم گفتم اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 72 ساعت دیگه باعث بروز علایمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی!طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعد
با آمبولانس بردنش بیمارستان هنوزم عذاب وجدان دارم!!!

اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدنبه تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که
میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگردزرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم ! وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم !




اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم


اعتراف میکنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تی وی رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه وبعد میومدم گریه میکردم به مادرم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد



در اقدامی شجاعانه اعتراف می کنم که : از درس تنظیم خانواده افتادم . اونم فقط به خاطر این که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه این کلاس جای خوابه ؟ خیلی صمیمی و خرم گفتم : بیخیال استاد . کی تا حالا 8 صبح خانوادش تنظیم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بیرون تا کم نیاورده باشه!!!








مشاهده پست مشابه : یاهو چت: چت روم yah00chat.ir چت روم یاهو: یاهو چت www.chatyahoo.in یاهو چت www.yahoochat.in

نویسنده:

تاریخ: يکشنبه 7 تير 1394 ساعت: 9:08

تعداد بازديد : 113

به این پست رای دهید:

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

بخش نظرات این مطلب


ليست صفحات

تعداد صفحات : 43

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 437
کل نظرات : 0
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 8
تعداد اعضا : 0
آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز : 189
بازدید دیروز : 56
ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 715
بازدید ماه : 480
بازدید سال : 5527
بازدید کلی : 58292
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 18.222.184.40
مرورگر : Unknown AppleWebKit
سیستم عامل : Search Bot
امروز : جمعه 15 فروردین 1404

درباره ما

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

آخرین نظرات کاربران

امکانات جانبی